عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

می شوی جدا جدا می روی قدم قدم
می کنی جفا جفا می شوی ستم ستم

کرده ام قسم قسم من برای وصل تو
تو برای فصل ما کرده ای قسم قسم
بر نشان و نام یار بارها و بار بار
سنگدل چرا چرا می کشی قلم قلم
هر کجا روی روم هر کجا دوی دوم
تو زمن و من ز خود تا کجا صنم صنم
من سوال رد به رد تو جوابهای رد
خورده سرنوشت من این چنین رقم رقم
هر کجا و نا کجا جستجو کنم ترا
یا که بی نفس شوم یا به تو رسم رسم

می شوی جدا جدا

Posted in , ,

بیان دیدگاه