عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

قصد رفتون دور داری رفیق‌جو
قصد کدام دوور داری رفیق‌جو

سفر تو بی خطر لیکن ده اینجه
عاشق دل ده تنور داری رفیق‌جو
ما از دل خو خبر ندروم تو بگوی
اوال شی ره چطور داری رفیق‌جو
هوای دل مه بارانی یه از عشق
آسمو داری آوور داری رفیق‌جو
ده شاو و روز مه خوش خوش میی موری
ده خیال مه حضور داری رفیق‌جو
دلم خمار توغ کدون تو هر غیت
ده چشم آوی انگور داری رفیق‌جو
وفاداری جفاکاری تو خوبه
یک عاشق صبور داری رفیق‌جو
تو خود ره هیچ ده آینه توغ نمونی
مرا گفتی غرور داری رفیق‌جو


واژه‌های هزارگی استفاده شده در شعر
دوور: سمت
آسمو: آسمان
آوور: اثر
شاو: شب
مه: من
توغ کدون: نگاه کردن
هر غیت: همیشه
آوی انگور: آب انگور

رفتون دور

Posted in , ,

بیان دیدگاه