عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

از رای دور ده پرسیده مه یکنفر میه
دل مه شنیده که دیده مه از سفر می‌یه
خوش‌خوش خبر می‌یه
جان و جگر می‌یه

تا که ده رای شی منده نشنی بوره دلبر ره
آدم خیال مونه ده آدم بال و پر می‌یه
ده عاشقی و دلبری و ناز و نوربندی
از کلگی بوده همیشه خوبتر می‌یه
تا ماندگی شی رس شونه از غربت و دوری
از اولب دریا پس سون اغیل خو چکر می‌یه
دل مه خوشه که اونمو مدنظر میه
دل مه خوشه که یکنفر سون یکنفر می‌یه


واژه‌های هزارگی استفاده شده در ترانه هزارگی
می‌یه: می‌آید
ده: به، در
منده نشنی: مانده نباشی
ره: را
مونه: می کند
کلگی: همگی
ماندگی شی رس شونه: خستگی‌اش رفع شود
اولب: آن سو، آن طرف
آغیل: قریه
سون: سوی، سمت
دل مه خوشه: خوشحالم
اونمو: همان
خوش خوش خبر میه

Posted in , ,

بیان دیدگاه