عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

چه خوب و چه بد بود گل سر سبد بود
خوش اندام و قد بود گل سر سبد بود
چطوری بگویوم چقس نازنین بود
دو چشمش سند بود گل سر سبد بود

رقیبش نشد کس ده نوربندی هرگز
که نمره شی صد بود گل سر سبد بود
وفا را ندانم خودش خوب می‌دانه
جفا را بلد بود گل سر سبد بود
جوابش که پرسیده بودوم از عشق
چه آری چه رد بود گل سر سبد بود
دلش با دلم دل‌دقی دل خوشی را
ده داد و ستد بود گل سر سبد بود
بپرسه اگر چند کرت سوخت این دل
هزاران کرت بود گل سر سبد بود
ده تعریف او هر چه بیت و غزل بود
کم و بی عدد بود گل سر سبد بود


واژه‌های هزارگی استفاده شده در غزل
نوربندی: زیبایی
ده: به، در
نمره شی:نمره اش
دل‌دقی: پریشانی
چند کرت: چند بار


گل سر سبد بود

Posted in , , , ,

بیان دیدگاه