ده قشنگی خو کلو نامی و مشهور رفیق
خوشنما خوشگل و خوب کمی مغرور رفیق
چشم بد دور رفیق
ما بلیبور رفیق
تو به خاطر فریبایی شدی محبوب دل
ما به خاطر دلم مامور و معذور رفیق
هر چه داروم و نداروم شونه صدقهی سرت
از مه گفتونِ چشم، از تو یه دستور رفیق
اگه پرسان کنی از مه دلیل زندگی ره
تویی سرمنزل و مقصد تویی منظور رفیق
خجله هر لاظهی عاشقی غیتی که نیی
ده شَوی تاریکِ دل روشنگی و نور رفیق
از تو گفتو چه قشنگه و قشنگتر شنیدو
تویی دمبوره ره آواز و لی و سُر رفیق
واژههای هزارگی استفاده شده در ترانه هزارگی
ده: در، به
کلو: بسیار، خیلی
بلیبور: بلاگردان
یه: است
ره: را
خجله: خجل است
غیتی: هنگامی که
نیی: نیستی
شوی: شبی
روشنگی: روشنایی
چشم بد دور رفیق
بیان دیدگاه