عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

موگه ده عاشقی خود ره کدی گم
موگوم ده نیم جو ده نیم گندم

موپرسه دل‌گرفتاری تبال ره؟
جواب شی ره میدوم آری کم و تم
موگه مغروری بی اندازه برچه
نموشه عیب کس در خود شی مالوم
نکو معنی صیی و ناصیی ره
نمی‌نخشه چیمای مه بهشت و جندم
هنوز استی ده چشم از مه اول
بگوی استم ده چشم از تو چندم
شکایت و گله بی فایده یه
نمی‌دیه دل ره آدم دست مردم
نشد چیزی ده عاشقی نصیبوم
به جز یک عکسی در حال تبسم


واژه‌های هزارگی استفاده شده در شعر
موگه: می گوید
موپرسه: می پرسد
تبال ره: تا به حال: تا کنون
کم و تم: کم و بیش
برچه: چرا، برای چه
نموشه: نمی شود
صیی: صحیح
نمی‌نخشه: نمی شناسد
گله: گلایه
نمی‌دیه: نمی دهد

موگه در عاشقی خود ره کدی گم – عصمت الله علیزاده

Posted in , , ,

بیان دیدگاه