
تا که شوی عشق ره بهار نمیی
یار دو چشمش در انتظار نمیی
عشق سیاست نیه فضای زدوخورد
برچه تو با عاشقت کنار نمیی
تا که بگیره دلت قرار شدی دور
تا که بگیره دلوم قرار نمیی
توغ چه ترقیده دلم سرخ سراسر
برچه بری چیدن انار نمیی
توغ کدو راز ره ایلغو کده پیشت
گفتی که عاشق شدی ده کار نمیی
حال که عاشق شدی بیجایه شکایت
گل ره چه کس گفته که بیخار نمیی
واژههای هزارگی استفاده شده در شعر
نمیی: نمی آیی
برچه: برای چه
ترقیده: ترکیده
بری: برا
ده کار نمیی: بدرد نمی خوری
بیان دیدگاه