عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

سون دو چشمِ دام‌اندخته روانه دل‌دلک
تا بچننه چند دانه، دانه دانه دل‌دلک

من نمی دانم که تا کی می کنه دست دلم
پیش چشمایت نگاه عاشقانه دل‌دلک
کاش در ویرانگی عادت کنه پای نیاز
چاردیواری شدو ره تا که خانه دل‌دلک
شد بسم وقت بهارانم ده خاو مه اورجی
آتیشِ اودو شده زد یک زبانه دل‌دلک
مین‌گیری ره نموفامی ده جنگ و آشتی
کاش تا چیزی بگویی در میانه دل‌دلک
رای رفتو قرخ یا آوار باشه چشم ره
هم فلانی دل‌دلک و هم فلانه دل‌دلک
نظم و نغمه سازگاری را موفامه  در صدا
پیش پای رقص تو چنگ و چغانه دل‌دلک




واژه‌های هزارگی استفاده شده در غزل
سون: سوی، سمتِ
دل‌دلک: مردد
بسم: بازم
اورجی: خواب دیدن، رویا
اودو شده: شعله‌ور شده
مین‌گیری: میانجی‌گری
قرخ: بلند، ناهموار
آوار: هموار
چغانه: نوعی ابزار موسیقی

Posted in

بیان دیدگاه