عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

دو پای عشق ره از کوه از کوتل نترسننو
شیشه‌ی دل مره از سنگ از گل‌گل نترسننو

ما پی موفتوم ده پیش هر دو چشمت در گرفتو ره
دل بریو ره از قوغِ خگیشترمل نترسننو
سرت عاشق شدوم عاشق مومانوم تا نفس باشه
ازی که کورگِری ندره رای‌حل نترسننو
سون اینه توغ نوم سون عمر رفته سون دو دست غم
موگوم یالی مره از چشم چقراچل نترسننو
تیستو، بار، تیرما تیر شد یالی زمیستویه
یخی شصت و شکست ام داره از توغل نترسننو



واژه‌های هزارگی استفاده شده در غزل
نترسننو: مترسان
گل‌گل: شکستن و خرد شدن
پی موفتوم: می فهمم
درگرفتو: سوختن: آتش گرفتن
قوغ خگشترمل: زغال افروخته پر خاکستر
سون: سوی
چشم چقراچل: چشم پر اشکی که از آن فریاد بلند است
افتیو: آفتاب
شصت و شکست: موقعی از فصل زمستان
توغل: موقعی از سال که گرما یا سرما به بالاترین حد می رسد و باخود بارندگی دارد

Posted in ,

بیان دیدگاه