عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

سون بخت خودم دست‌درازی نتنستم
با موی پریشان تو بازی نتنستوم

قیرو که نکد چشم دل از چشم تو قنجی
قیرو که کمک آینه‌بازی نتنستم
اودو کدی آتیش ره خاشه تو کجا بود
گفتی که بسوزی و بسازی، نتنستم
دل دادم و دل خواستم ار جا تو ره دیدم
کوشش خو کدم خیره که راضی نتنستم
دو پای دلم روی کدم نقشه کدم خط
با خطی که تو موری موازی نتنستم
این عشق که معنی شی رسیدو بشه دایم
صرفنظر از عشق مجازی نتنستم
تا دل مه تسلا شونه دمبوره گرفتوم
بی سُر شده و نغمه‌نوازی نتنستم


واژه‌های هزارگی استفاده شده در غزل
سون: سوی، طرف
نتنستم: نتوانستم
قیرو: حیف، افسوس
نکد: نکرد
قنجی: سیراب
کمک: کمی، اندکی
اودو: روشن/ شعله‌ور شدن
خاشه: هیزم
ار: هر
کَدُم: کردم
کُدَم: کدام
خیره: اشکالی ندارد
موری: می‌روی
بشه: باشد
مه: من

Posted in , ,

بیان دیدگاه