عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

اگر چه از نظرم کم‌کمک گمی جگرو
ولی خیالِ دلم ره ترنمی جگرو

ما و تو وقتی که داریم قصه‌های قشنگ
چرا ده قصه‌ی حرفای مردمی جگرو
تو دشت تشنه‌ی دل ره ده صد هزار امید
جوانه‌های بهاریِ گندمی جگرو
نپرس عشق ره شهد وصال، رنج فراق
خودت که بغض ره بر لب تبسمی جگرو
دلم برای دو چشمت ترانه می سازد
چرا خموش چرا بی تکلمی جگرو


واژه‌های هزارگی استفاده شده در غزل
جگرو: جگر من، عزیز من
حرفای: حرفهای
ده: در، به

Posted in ,

بیان دیدگاه