عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

کمزوری ره نطلبو دنیا ده دست زوره
دنیا یه گنگه و کر از هر دو چشم کوره

دیدی کسی که خوابه در فکر نان و آبه
طالع و بخت بد را در بی‌غمی بشوره؟
هر کس به فکر راهش خود ره ببین کجایی
او میه و ای موره ای میه و او موره
آیینه راستگویه وقتی که بنگری راست
در پیش چشمی که قیچ کار خراب جوره
شیشتون کج نیه عیب گفتو که روست باشه
هر جای ناق هر وقت بیجایه توره توره


واژه‌های هزارگی استفاده شده غزل
نطلبو: مطلب
گنگه: لال
میه: می‌آید
موره: می‌رود
یه: است
قیچ: چشمی که کج ببیند
شیشتو: نشستن
نیه: نیست
گفتو: گفتن
روست: درست، راست
ناق: بیجا، ناحق
توره توره: بگو مگوی بیهوده

Posted in

بیان دیدگاه