عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

عشق، اندختو روی سر ریگ صحرا یک موتاو
آفرین‌اش هر کسی که میتنه پیدا یک موتاو

بعضی وقتا بار واری یه زمستون دو دل
بعضی وقتا حاصل خرمون تیرما یک موتاو
شعر گفتو آو و نانش در مه نذر سر تو یه
بعضی وقتا تپه تپه بعضی وقتا یک موتاو
نارسیدو یا رسیدو در تو هر دوی‌شی یکه
تشنه را اوچی کدو از آوی دریا یک موتاو
هر سر فرصت اناری دانه دانه می کنم
خون دل مه ریخته هر گا و بیگا یک موتاو
یادگاری ماندگاری داره شیرین یا که تلخ
بامیو از پیکر بیجان بودا یک موتاو


واژه‌های هزارگی استفاده شده در غزل
اندختو: ریختن، انداختن
یک موتاو: یک مشت
میتنه: می تواند
بار واری: مانند فصل بهار
یه: است
زمستو: زمستان
بعضی وقتا: گاهی
خرمون: خرمن
تیرما: خزان
آو: آب
در مه: برای من
اوچی کدو: نوشیدن
بامیو: بامیان

Posted in

بیان دیدگاه