طاهر خاوری اخیرا آهنگ «خانه» را منتشر کرده که شایسته بررسی و تحلیل است.
- با بررسی ساختار کلامی آهنگ، مشخص میشود که فرم کلام تحت تأثیر وزن کلاسیک شعر فارسی است. شالوده اصلی ترانه بر پایه ارکان بحر رمل، یعنی فعلاتن، که شکل کامل آن «فاعلاتن» است، شکل گرفته است و ترانه خاوری به وزن «رمل مثمّن مخبون» نزدیک است. استفاده از اوزان مشخص شعر فارسی، گرچه میتواند چارچوب خوبی برای موسیقی فراهم کند، گاهی ممکن است محدودیتهایی را برای آهنگساز در خلق اثر نو ایجاد کند. با این حال، در این ترانه، تلاش شده تا وزن شعر دقیقاً رعایت نشود و کلام تا حدودی متناسب با ریتم و ملودی شکل بگیرد. هرچند سنگ بنای آن، وزن شعر کلاسیک فارسی است اما این تلاش برای تطابق کلام با اقتضای ریتم و ملودی، قابل تقدیر است.
- گاهی در نگارش هزارگی، از نگارش معیار غفلت میشود. به عنوان مثال، «همان» به صورت «همو» (با حرف ه) و «همانجا» به صورت «امونجی» (با الف) نوشته شده که ناهماهنگ است. همچنین در عبارت «اگه رافتی خانه درگه ره د پشت خو بند نکو»، کلماتی چون «را» به صورت «ره» و «در» به صورت «د» نگاشته شدهاند. به نظر میرسد در عبارت «تشکی میدیدوم تو ره»، بهتر بود که به صورت «تشکی میدیدم ترا» نوشته شود، اما در تلفظ، حفظ اصالت شنیداری آن مانعی ندارد. این کار به حفظ سلامت زبان کمک میکند (چنانچه در تصویر «کشکی» که تلفظ هزارگی است را «کاشکی» نوشته است). در عبارت «یالی تاراج خزانه از بیگانه ها شده»، «از» به جای «توسط» به کار رفته که معنا را به دقت منتقل نمیکند و یک ضعف تألیف به شمار میآید.
- ترکیب «تا شده» و «بی پناه شده» در نگاه اول قافیه نیست، اما از آنجایی که در گویش هزارگی، کلماتی مانند «گناه» و «پناه» به صورت «گنا» و «پنا» تلفظ میشوند، میتوان این مورد را در موسیقی یک قافیه سماعی محسوب کرد و از آن ایرادی نگرفت.
- اگرچه طاهر خاوری در مهاجرت و ایران بزرگ شده است، اما به خوبی به تاریخ و فرهنگ هزارهها در قالب موسیقی میپردازد. با این حال، تأثیر مهاجرت بر نوع خوانش او مشهود است؛ شنونده حس میکند که روح گویش و مکالمه خالص هزارگی در تُن صدای او حضور ندارد. این نکته، که تأثیر طبیعی مهاجرت است و از ارزش کارهای او کم نمیکند، صرفاً از این جهت مطرح میشود که خاوری میتواند با تمرکز بیشتر، روی این موضوع کار کند تا در محاوره و خوانندگی، لحنی نزدیک به فرد متولد بامیان یا دیگر مناطق هزارگینشین داشته باشد. او کار هزارگی می کند و مخاطب او بیشتر، هزاره ها است.
- ویدیوی آهنگ نیز بسیار حرفهای و روایی است و احتمالاً با استفاده از هوش مصنوعی خلق شده است. تصویرویدیو، با کلمه «خانه» روی آن آغاز میشود و قریهای را نشان می دهد که زندگی به زیبایی در آن جریان دارد.
ویدیو جزئیات زندگی ساده و دلنشین قریه را نشان میدهد: چوپانی، نان پزی، بازی کودکان، کشت و کار دهقان، و جمع شدن اعضای خانواده.
خاوری، داستان پسر بچه راوی را به تصویر میکشد که با خانوادهاش زندگی خوبی داشته است: نشستن در آغوش مادربزرگ هنگام بافندگی، بازی و گشت و گذار روی شانههای پدر، خوابیدن بر پشتبام، صفای نان و چای تازه و بقیه جزئیات زندگی ساده.
یک کبوتر سفید نماد صلح و نشاط، روی سنگی نشسته است، اما ناگهان مردی سنگ به دست با کلاغی بر شانه (نماد شومی) ظاهر میشود و کبوتر با هراس میپرد. این صحنه پیشبینی میکند که قرار است اتفاقات ناگواری در این قریه رخ دهد.
قضیه شوم با ورود آدمهای خشن مسلح آغاز میشود که با کشتن مردم قریه، برهگوسفند پسرک راوی را به زور از دست دختر قریه غصب کرده و با خود میبرند. آسمان را ابرهای تیره میپوشاند، تندباد میوزد، سنگها از کوه فروریخته و گلهای سرخ نورسیده را له میکنند. پرندهها فرار میکنند، ماهیها در جوی آب میمیرند و کلاغها (ناقلین اخبار شوم) روی لبههای دیوار صف میکشند. تابلوی «مکتب دخترانه صفا» نیز روی دیوار ساختمان مکتب دیده میشود. کلاس درس ویران شده، کتابها روی زمین افتاده و میز و صندلیها با خاک و سنگ پوشیده شدهاند. پسرک راوی و دخترک قریه در حال خواندن کتاب، با دیدن توفان شوکه میشوند اما کاری جز آواره شدن از دست شان ساخته نیست.
در پایان، راوی آرزو میکند روزی برگردد و دختر قریه را دوباره شاد و خندان ببیند، با او دوباره به مکتب برود، ماهیها زنده شوند، آسمان صاف و درختان سبز گردند، لالهها جوانه بزنند و کبوتر سفید صلح، دوباره با صدای خود تپهها را زینت بخشد.
نتیجهگیری:
آهنگ «خانه» که روایتگر نسلکشیها و کوچ اجباری هزارهها است، در عصری که تولیدات موسیقی از دقت لازم در مضمون، ترانه، آهنگسازی و تنظیم برخوردار نیستند، یک اثر نیکو محسوب میشود. این اثر در موسیقی هزارگی، چه در بخش مضمون عمیق و روایی و چه در بخش تصویرسازی حرفهای و معنادار (با استفاده درست از هوش مصنوعی)، میتواند الگویی شایسته برای دیگر هنرمندان در نظر گرفته شود.
بیان دیدگاه