بندزنو پیش پای دل هم دام هم دانه
از مه نپرسو درد یا درمو ره پیمانه
بی عشق دنیایم به نیم جو نمیارزه
از تو که سر هشتو بشه از دلبرت شانه
لطفی نداره چاردیواریِ سنگ و خشت
آغوشِ گرم تو برای عاشقت خانه
هر دوی مو استی بی وطن افتاده در غربت
عاشق شدیم زنده شده یک گل ده ویرانه
بیجایه سنجیدو رفیقجو عشق را با عقل
بهلو که باشه قصهی شیدای دیوانه
در عشق دردش نیز شیرین است باور کن
گرچه که استم آشنا اما تو بیگانه
واژههای هزارگی استفاده شده در غزل
بندزنو: بیانداز
مه: من
نپرسو: مپرس
درمو: درمان
بیجایه: بیجا است
جو: جان
بیان دیدگاه