عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

بلیبور دلی که، عاشقی یه راه رفتون‌شی
اگرچه سخته پی‌بُفتی رسیدو نارسیدون‌شی

چه غیتا و قد از که عاشقی و دل ده بین ایشتو
تبالی کس ندشته یک جواب سخت و آسون‌شی
یگورا دل خو ره در تو موبخشوم خیلی هم آسو
یگورایی موشوم کم‌کم ده فکر پس گرفتون‌شی
سون از مه توغ نه سون عاشقی سون قسمت و طالع
بلیبور دل بریو و چشمای پشیمون‌شی
بسم کم تلخ کم شیرین ده خاو مه اورجی شد امشو
دو دیستایش ده گردون مه دو دیستایم ده گردون‌شی
چه سوغاتی اوورده قنجیغه خو عشق بلدی مه
خوشی و ناخوشی رامه وری یه دل مه چوپون‌شی


واژه‌های هزارگی استفاده شده غز
بلیبور: بلاگردان
پی‌بفتی: بفهمی
ده بین ایشتو: در میان گذاشتن
تبالی: تا حالا
یگورا: گاهی
سون: طرف
توغ نه: نگاه می کند، می بیند
بریو: بریان
بسم: بازم
اورجی شدن: خواب دیدن کسی
سوغاتی: هدیه
قنجیغه: با خود
بلدی: برای
رامه وری یه: مانند رمه است

بلیبور دلی که عاشقی یه رای رفتون‌شی

Posted in ,

بیان دیدگاه