عزیز بهرامی

غزل و دوبیتی هزارگی

دلوم عاشق شده ایلا نمی‌تنه خوش‌خیالی ره
نمی‌نخشه رفیقی ره نمی‌نخشه سیالی ره

شنیدو یا که پرسیدو کدم آسو کدم مشکل
جواب بی جوابی یا سوال بی سوالی ره
پیاز و نان خشک از عاشق و قاشای واز از تو
چقس سخته کنوم آوار دسترخون خالی ره‌
میوم سون تو بیه سون مه، چره اوگل مونی دمست
ده غیتای ترآوی آسمون خشکسالی ره
موشوم غیتی که قد تو روی ده روی بی بولغه بی بولغه
نمی بینی چره از برق چشمت اتصالی ره


واژه‌های استفاده شده در غزل هزارگی
ایلا نمی‌تنه: ول نمی تواند، گذاشته نمی تواند
نمی‌نخشه: نمی شناسد
آسو: آسان
واز: باز، گشاده
چقس: چقدر
آوار: پهن کردن
دسترخو: سفره
اوگل: جستجو کردن
غیتا: هنگام
بی بولغه: ناگهانی

Posted in ,

یک پاسخ به “دلوم عاشق شده ایلا نمیتنه خوش‌خیالی ره”

  1. Mansoor Qasimi نیم‌رخ
    Mansoor Qasimi

    دمست : هر لحظه

    لایک

برای Mansoor Qasimi پاسخی بگذارید لغو پاسخ