دمبوره دم میگره از یاد و خیال یک نفر
هر مجل پرسان مونه احوال و حال یک نفر
-
-
من دل به تو می بندم تو دل به کس دیگر
(بیشتر…)
سودای دیگر داری شور و هوس دیگر -
تویی مقصد تویی سرمنزل من
(بیشتر…)
تویی دریای من و ساحل من
تو عزیز دل من
تو عزیز دل من -
ترس خطر ندری خوشم میه از تو
(بیشتر…)
ترس ضرر ندری خوشم میه از تو -
تو بگو هر چه بوگی تابعِ دستور تو موشوم
نمیدیم دل به کسی دلبرِ مغرور تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم
تا به گوشِ همه آهنگی قشنگی برسه
تو غزل باشی و من تال و لهی و سُر تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم
همهی فکر و خیالات و تصور مه شوی
همهی فکر و خیالات و تصور تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم
دو به دو شیشته غمِ دل ره کَنیم تید و پرگ
دودِ سیگار مه تو باشی اوی انگور تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم
غمِ دل خو ره بسوزیننو تعارف ندروم
دیگه چیزی نشدوم خاشهی تندور تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم
مومَنوم سرد و زمستانی اگه باشی بهار
تو سووز بومنی و ما بارش و آوور تو موشوم
ما بلیبور تو موشوم -
رسیده داستان عشق ما پایان خدا حافظ
(بیشتر…)
سیه شد روزگارانم سیه چشمان خدا حافظ -
می شوی جدا جدا می روی قدم قدم
(بیشتر…)
می کنی جفا جفا می شوی ستم ستم -
کسی از دور می آمد من از وی نام پرسیدم
(بیشتر…)
و با او راه را تا که شوم همگام پرسیدم -
بلدی تو خیلی خیلی غدر دق شده دلم
توغ کو چقدر ساده و صادق شده دلم
عاشق شده دلم
گفتوم وفا کو گفتی: تو بیشتو که توغ کنوم
ما توغ کدوم جفای تو ره لایق شده دلم
عاشق شده دلم
ار کس خبره ما چقدر خوش دروم تو ره
اوازه ی زیبون خلایق شده دلم
عاشق شده دلم
اندیخته خود خو ره دزی دریای پر خطر
بیرسه که نرسه یالی خو قایق شده دلم!
عاشق شده دلم
منده تنا مقابلِ توفانِ عاشقی
مانند چند بلگ شقایق شده دلم
عاشق شده دلم -
رفتهای با رفتنت آرام جانم رفته است
(بیشتر…)
غم به دل دارم تبسم از لبانم رفته است -
اگر از چوب و سنگه دمبوره مو
خدایی شی قشنگه دمبوره مو
یگو را دل شی خوشه خوش می خوانه
گهی پلده شی تنگه دمبوره مو
سبک استه فقط یک چوب خشکه
ولی گپ شی گیرنگه دمبوره مو
چطور بوگه چه بوگه خوب خبره
سخنسنج و زرنگه دمبوره مو
بلند آواز بوده استه مومنه
صدای صلح و جنگه دمبوره مو
گهی از عشق و عاشقی می خوانه
ده وختش هم تفنگه دمبوره مو
ده عاشقی هنر و یا سیاست
قلم قاغذ و رنگه دمبوره مو
اگر اوری نباشه رای رفتو
تیاغِ پای لنگه دمبوره مو -
وقتی که می آید به لبهایت کمی خنده
(بیشتر…)
ترسیم می گردد چه تصویری از آینده