برچسب: دمبوره هزارگی
-
الی از خاطر تو تیدپرکمنمفامم کجایم لادرکمکرخته جان بیجان سنگه دل توشیشه میده وری ترک ترکم
-
پیرن شی خمکدوزی و چادر شی یه از گاج شهبانویی که روی سر از عشق دره تاج
-
بلیبور دلی که، عاشقی یه رای رفتونشی اگرچه سخته پیبُفتی رسیدو نارسیدونشی
-
موگه ده عاشقی خود ره کدی گم موگوم ده نیم جو ده نیم گندم موپورسه دلگرفتاری تبال ره؟ جواب شی ره میدوم آری کم و توم
-
چه خوب و چه بد بود گل سر سبد بود خوش اندام و قد بود گل سر سبد بود
-
میه سراغ دل مه یادِ کم و غدر تو خود تو نمیی خیره کشکی بیه خبر تو
-
من دل به تو می بندم، تو دل به کسی دیگر سودای دیگر داری، شور و هوسی دیگر
-
تویی مقصد تویی سرمنزل من تویی دریای من و ساحل من
-
قصد رفتونِ دور داری رفیقجو قصد کدام دوور داری رفیقجو
-
ترس خطر ندری خوشم میه از تو ترس ضرر ندری خوشم میه از تو
-
تو بگو هر چه بوگی تابعِ دستور تو موشوم نمیدیم دل به کسی دلبرِ مغرور تو موشوم
-
رسیده داستان عشق ما پایان خدا حافظ سیه شد روزگارانم سیه چشمان خدا حافظ
-
می شوی جدا جدا می روی قدم قدم می کنی جفا جفا می شوی ستم ستم
-
بلدی تو خیلی خیلی غدر دق شده دلم توغ کو چقدر ساده و صادق شده دلم
-
رفته ای با رفتنت آرامِ جانم رفته است غم به دل دارم تبسم از لبانم رفته است
-
اگر از چوب و سنگه دمبوره مو خدایی شی قشنگه دمبوره مو
-
وقتی که می آید به لبهایت کمی خنده ترسیم می گردد چه تصویری از آینده