دسته: دمبوره هزارگی
-
رفیقجون حصه اول بهسوددلم بلدی شی بین آتیش و دودمرا وعده کده میه ده پیشمچه وقتا یه امو وعده شی که زود
-
الی از خاطر تو تیدپرکمنمفامم کجایم لادرکمکرخته جان بیجان سنگه دل توشیشه میده وری ترک ترکم
-
جورهجو از بس قشنگی دل مره کردی اسیر هر چه دلبر ره مینخشوم استی از پک بینظیر خود ره دست کم نگیر
-
سون بخت خودم دستدرازی نتنستم با موی پریشان تو بازی نتنستم
-
بلیبور دلی که، عاشقی یه رای رفتونشی اگرچه سخته پیبُفتی رسیدو نارسیدونشی
-
عاشقی درد سر موشه آخر بوگی نگی از دل مو پگ خبر موشه آخر بوگی نگی
-
موگه ده عاشقی خود ره کدی گم موگوم ده نیم جو ده نیم گندم موپورسه دلگرفتاری تبال ره؟ جواب شی ره میدوم آری کم و توم
-
چه خوب و چه بد بود گل سر سبد بود خوش اندام و قد بود گل سر سبد بود
-
تو گر چه از مه غدر بی خبر دگه چه خبر تو جور باشی و بی دردسر دگه چه خبر
-
میه سراغ دل مه یادِ کم و غدر تو خود تو نمیی خیره کشکی بیه خبر تو
-
من دل به تو می بندم، تو دل به کسی دیگر سودای دیگر داری، شور و هوسی دیگر
-
تویی مقصد تویی سرمنزل من تویی دریای من و ساحل من
-
قصد رفتونِ دور داری رفیقجو قصد کدام دوور داری رفیقجو
-
ترس خطر ندری خوشم میه از تو ترس ضرر ندری خوشم میه از تو
-
تو بگو هر چه بوگی تابعِ دستور تو موشوم نمیدیم دل به کسی دلبرِ مغرور تو موشوم
-
رسیده داستان عشق ما پایان خدا حافظ سیه شد روزگارانم سیه چشمان خدا حافظ
-
می شوی جدا جدا می روی قدم قدم می کنی جفا جفا می شوی ستم ستم
-
کسی از دور می آمد من از وی نام پرسیدم و با او راه را تا که شوم همگام پرسیدم
-
بلدی تو خیلی خیلی غدر دق شده دلم توغ کو چقدر ساده و صادق شده دلم
-
اگر از چوب و سنگه دمبوره مو خدایی شی قشنگه دمبوره مو
-
وقتی که می آید به لبهایت کمی خنده ترسیم می گردد چه تصویری از آینده